گاه از عشق می کشانی گاه پس میرانی ام
آخر این درهم مزاجی در کدامین مکتب است؟
...
چهره ازخاطرتو گشته خراب باز بساز
آنکه تصویر من از قا ب تو برد نادان است
...
کلبه ام از روی تو زیبا شده
بازهم برروی ما درباز کن
***
ازسادگیم ساده گذشتم زجوانی
آیا به جهان ساده ترازمن بشری هست؟
...
با تومن شادم اگر در آ
سفری داشته ام به همه جای دنیا فقط برای آن که ازگوشه گوشه هایش برای تو که بهترین هدیه ازسوی خدایم هستی چیزی به یادگارداشته باشم.من همه ی هفت خوان آسمان را دور زده ام.در دل ستاره های درخشان نیمه شب های روشن و مهربان تابستان زیبا ،بر جاده طولانی و مرموز کهکشان تاخته ام .صحرای ابدیت را باهمه سوزوگرمای
عطرنازتن تو به دل افتادمرا برمشام پیچک گل نیلی زیبای خدادرمن این گل جاریستمی کشانم اوراهمه جا و همه دم که مباد ازتوجداشکر بردرگاهشآنکه خاک افلاک کرد انکه با دل، تو و منهمصداشد همنواچشمه ی قدرت ومهر طالعم نیک ببستزدتورا بر ناممشکر گویم اوراهمچو یک عمر گذشتکوچک شادی بزمنکنم پاک زیاد صدف
درکیش رخت
چون شبهی مات شدم
وزروی مهت
ای گل سرخ شادشدم
باباده ی جام می تو
ای همه جان
وزعشوه گریت
مستودل آزاد شدم
صرف مطرب شده ای
گوهر بی تاب وقرارم
گرم من باش!
که از صرف توخوش حال شدم
دوش بوسید لب دل
موج دریای نجات
چهره اش ریخت به هم
با مدی بربادشدم
برد دل را به خیالش
کون جوشان بقا
نور
دلم آسمان می خواهدو بلورچشمان تورا...
دلم پروازمی خواهدپرواز وخط میانبر به این همهدوری ، فاصله ودلتنگی...!
دل که جای خود دارد؛اگرفرصتی باشد،بال هایم را خواهم گشودحرکت خواهم دادبه سمت 《خورشید》و《تو》؛آنجاکه انتهای خوشبختی است.
راستی!
نامش را'طلایی' گذاشته ام
روزی که قراراست"من وتو" زیر سقف آرزو ها با